آخرین ستاره ی عیان عشق
حرا نباش منتظرکه جان عشق می رود رها نموده مصطفی مکان عشق می رود
صفا و مروه را بگومنا ومکه را بگو که چشم خونفشان شده جهان عشق می رود
سیاه شد تصور تمام آبی جهان شکسته شیشه ی دلم زمان عشق می رود
شکسته قلب فاطمه گرفته عشق خاتمه که روی دوش جبرئیل روان عشق می رود
گرفته بغض خاطره زبارش کلام حق سکوت کرده سوره ها زبان عشق می رود
مدینه پیر گشته از مصیبت عظیم او ز گوش پر زحکمتش اذان عشق می رود
بیا زبدرو از احد شهید راه مکتبش ز کاروان خسته اش توان عشق می رود
علی نشسته غمزده در التهاب لحظه ها که روزگارخوش در این خزان عشق می رود
زهق هق شکسته ی زمین می توان شنید کرامت عظیم حق زخوان عشق می رود
گرفته صف در آسمان زانبیا وعاشقان نوا دهد فرشتگان امان عشق می رود
قدم قدم زکوچه ی مدینه می رسد صدا که آخرین ستاره ی عیان عشق می رود
(حسن)زرحلت امین گرفته قلب مسلمین به سوگ ختم مرسلین کیان عشق می رود
تقدیم به روح سراسر مهر وصلح و رافت و بخشش رحمه للعالمین مسند نشین لولاک
لما خلقت الافلاک حضرت محمد بن عبدالله (ص)که کویری را به گلستان پیوند زد.
امام حسن (ع)بیدارترین وجدان تاریخ
هرگاه در اعماق اندیشه ام وجب به وجب صحرای کربلا را می پایم در هر جای پایی که حسین بن علی (ع) ویاران با وفایش گذاشته باشند جای پای تو را پیش تر از آنها می بینم .
هرگاه به صلح دشوار و کمر شکن و طاقت فرسایت نگاه می کنم آن را بسیار بزرگتر از نهضت امام حسین می بینم زیرا تو با آن صلح تاریخی ات در خودت شکستی ونشستی تا همه حتی نزدیکترین یاران و مؤمن ترین مؤمنان به تو بدبین شوند وتو را خوار کننده ی مؤمنان بدانند و در ساباط خنجر در ساق پایت فرو کنند و چون علی بزرگ(ع)خار در چشم واستخوان در گلو صبر کردی
صبری که پایدارترین واستوارترین صبر تاریخ است و مسؤلیت این صلح سنگین ترین آن.
راستی فرق تو با امام حسین (ع) این است که تو مورد هجوم دوستان قرار گرفتی و دم نزدی اما حسین بن علی (ع) می دانست به روی چه کسی خنجر بکشد زیرا صف دشمن مشخص بود.
فریاد تو در سکوت غمهایت آرام آرام بذر کربلا را در زمین دلها بارور می کرد در حالی که تو همچنان مورد سؤظن مؤمنان بودی
ذره ذره در خودت می سوختی تابرادرت با مشعل وجود هدایتگرت آتش قیام کربلا را روشن کند وچه زیبا به همه ی آنهایی که به قیام تشویقش می کردند می فرمود:"حسن امام من است". یعنی اطاعت از او بر من واجب است.
تو استوارترین صبر تاریخی که آرام آرام پرده های کذایی دینداری را از چهره ی مدعیان اسلام کنار زدی تا مؤمنان کم صبر وحوصله آن پلیدان اهل زر و زور و تزویر را عیان ببینند و سر انجام چهره ی زشت سفیانیان را دیدند و زمانی به حقیقت پی بردند
که نو به پایان یک عمر استقامت در راه اسلام و اطاعت از رسول خدا و امیر مؤمنان نزدیک می شدی.در آن روزهای آخرینت که برادرت در آینه ی وجود تو وعده گاه الهی خویش را روشن تر می دید در دلش به تو هزاران درود می فرستاد.وقتی تو به پایان خط
عشق می رسیدی حسین بن علی (ع) می دانست که صبر عظیم تو هر گونه بهانه را از اهل واقعی دین و ایمان گرفته است.آری کربلا با خون جگر تو روییده بود و هنر برادرت این بود که آن نمایشگاه بزرگ آزادی و آزادگی را در بهترین شکل ممکن به جهانیان عرضه کرد.وچه زیبا گفته است یکی از نویسندگان بزرگ که :"کربلا قبل از آنکه حسینی باشد حسنی بود".واین جمله راز بزرگ صبر وصلح توست.
تو را همیشه خواهم ستود ای بزرگ ترین خرد مند تاریخ همان طوری که رسول خدا در باره ی تو فرموده است:"اگرخداوند عقل را در شکل بشر می آفرید حتما در شمایل امام حسن می آفرید".
فریاد تورا از کودکی ات ـروزگار تاراج حق پدرـاز عمق تاریخ می شنوم که روزی بر سر اولی که در منبر رسول خدا نشسته بود چون صاعقه فرود آوردی:"آهای از منبر پدرم فرود آی و برو در منبر پدر خود بنشین"واو از منبر پایین آمدواز تو پرسید:"این حرف تو بود یا پدرت و تو قاطعانه فرمودی:"این حرف خود من است".
درود خدا بر روح بزرگت باد ای شکوه شکسته ی ایمان و صبر ای بیدارترین وجدان تاریخ بشر ای روشنگر راه حسین به سوی کربلای سرخ ای مظلوم مظلومان یا امام حسن ای امام امام حسین.علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت وبقی اللیل واالنهار.
حسن زارع نساز29/10/